مرسانا خانومیمرسانا خانومی، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره
مامان مهدیهمامان مهدیه، تا این لحظه: 37 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 43 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره
همدل و همسفر شدن ما همدل و همسفر شدن ما ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

مرسانا نفس مامان و بابا

بدون عنوان

1393/6/18 1:09
نویسنده : مامان مرسانا
267 بازدید
اشتراک گذاری

دختر نازنینم چند شبه که اون دستای کوچیکتو حلقه می کنی دور گردنم و یا محکم لباس منو می گیری و آروم به خواب میری.دختر کوچولوی من این قشنگترین حسیه که یه مادر می تونه احساس کنه.خیلی دوستت دارم شکوفه ی گیلاسم.در طول شب وقتی بیدار میشی دست های کوچیکتو رو هوا تکون میدی تا منو پیدا کنی حتی چشمای نازتم باز نمیکنی دخملکم.بعد من صورتمو میارم نزدیکت و تو خیالت راحت میشه و لالا می کنی.

اینجا تازه از خواب بیدار شدی و بغض کردی.آخه من پیشت نبودم.از دست تو دخملی ما یه شام و ناهار درست حسابی نمیتونیم نه درست کنیم و نه بخوریم.

اما اشکالی نداره همش شیرینه.

همه اتفاقات زندگیمون با اومدنت شیرین شده عشقم.

جدیدا خیلی بغلی شدی.تا میذارنت زمین گریه می کنی با جیغهای بنفش.

راستی شعر توپ سفیدم قشنگی و نازی رو خیلی دوست دار.وقتی با آهنگ برات می خونم پلک نمی زنی و آخرشم بلند بلند می خندی.

عاشقتم نفسم.

پسندها (2)

نظرات (0)